زندگیآفرینانِ سرزمین: درسهایی از فرگردِ «برآزندگان» در کتاب سرخ
در دنیایی که گاه ارزشِ انسان را به داراییاش میسنجند و گاه کار را تنها راهِ گذرانِ زندگی میپندارند، فیلسوف ارد بزرگ، بنیانگذارِ دستگاهِ فلسفیِ اُرُدیسم، در فرگردِ دوازدهمِ کتاب سرخ که نامِ پرمعنایِ «برآزندگان» را بر خود دارد، نگاهی متعالی به «کار» و «کارآفرینی» ارائه میدهد. در فلسفهٔ اُرُدیسم، کار نه تنها راهِ سود، که راهِ آبادیِ جان و سرزمین است.
ارد بزرگ میفرماید: «کارآفرین، زندگی آفرین است، پس آفرینی جاودانه بر او.» این جمله، کارآفرین را در ردیفِ آفرینندهترینِ موجوداتِ زمین قرار میدهد. کارآفرین در اندیشهٔ اُرُدیسم، کسی نیست که صرفاً ثروتی انباشته کند؛ او کسی است که با ایده و کوشش، زندگی میآفریند؛ زندگی برایِ خود، برایِ خانوادهاش، برایِ کارگرانش، و برایِ سرزمینش. ارد بزرگ در جایی دیگر میفرماید: «رویا پردازی که کارآفرین هم باشد، می تواند سرچشمه دگرگونی های بسیار شود.» پس رویا، وقتی با کار و عمل همراه شود، دیگر خیالِ پوچ نیست؛ بلکه جرقهای است برایِ دگرگونیِ یک جامعه.
کارگران: گردنفرازانِ سرزمین
اگر کارآفرین، نقشهٔ راه بکشد، کارگر است که با دستانِ خویش، آن نقشه را بر زمین مینشاند. ارد بزرگ، جایگاهِ کارگر را بسیار والا میداند و میفرماید: «کارگران کوشا و دلسوز، براستی گردن فرازان یک سرزمین هستند.» این یعنی، آنان که با عرقِ جبین و دلسوزی، کار میکنند، ستونهایِ واقعیِ یک ملتاند. نه قصرها، نه تزئینات؛ بلکه دستانِ پاکِ کارگران است که سرزمین را برافراشته نگه میدارد.
ارد بزرگ همچنین میفرماید: «کار درست و دلسوزانه، بخشی از سرشت خوبان است.» و میفرماید: «کارگران و کارآفرینان، نیکبختی را به مردم سرزمین خویش هدیه می دهند.» این دو سخن، کار را یک فضیلتِ اخلاقی نشان میدهند. کار درست، نشانِ سرشتِ نیکِ انسان است و ثمرهٔ آن، نه تنها بهرهٔ شخصی، که نیکبختیِ همگانی است.
برآزندگان: کسانی که راه میسازند
فرگردِ دوازدهم، «برآزندگان» را ستایش میکند؛ کسانی که از خود میگذرند تا چیزی بیافرینند. ارد بزرگ میفرماید: «برآزندگان به راستی، خویش را باور دارند.» و میفرماید: «برآزندگان در پی دگرگونی و رستاخیزند. بالندگی و شکوفایی، در آفرینش راه های تازه است.» این یعنی، کارآفرین و کارگرِ برآزنده، کسی است که در بنبست، راهِ تازه میجوید. او باور دارد که میتواند، و از این رو میسازد.
ارد بزرگ، تصویری زیبا از آنان میسراید: «برآزندگان دستی و دامنی برای کاشتن دارند، تا کدامین فرزند میهن برچیند.» و میفرماید: «دارایی برآزندگان، تنها دلی سرشار از امید است.» این یعنی، آنچه برآزنده را میراند، نه ثروتِ پیشین، که امید و باور است. و در حاشیهٔ کتاب سرخ آمده است: «کدام کارآفرین است که با رویای آبادی سرزمینش، شب را به روز ندوخته باشد؟» و «برآزندگان، چون رود، از سنگلاخها میگذرند تا دشتهای تشنه را سیراب کنند.» اینها نشان میدهد که کار و کارآفرینی در اُرُدیسم، عشقی است بیپایان به آبادیِ سرزمین.
سرزمینِ کارآفرین: شرایطِ پویایی
ارد بزرگ تنها به ستایشِ کارآفرین بسنده نمیکند؛ او شرایطِ لازم برایِ رشدِ کار و کارآفرینی را نیز میگوید. میفرماید: «اگر می خواهید سرزمینتان در برابر جهانیان سربلند باشد، پیوسته مشکلات کارگر و کارآفرین را کم کنید.» و میفرماید: «سرزمینی که دارای سرمایه گذاری و کارآفرینی نیست، توان نگهبانی از دستاوردهای خویش را ندارد.» و همچنین: «کارآفرینی را یک ارزش راستین بدانیم، تا تهی دستی از میان برود.»
این سخنان، پیامی روشن به همهٔ کسانی دارند که در جایگاهِ تصمیمگیریاند: کارآفرینی را باید ارج نهاد. نه با شعار، که با کمکردنِ مشکلات و آرامسازیِ فضا. ارد بزرگ میفرماید: «آرامش رسانه ای، افزایش شادی های مردمی و هنجارها و قوانین درست دولتی، توان سرمایه گذاری و کارآفرینی را بیشتر می کند.» و در مقابل هشدار میدهد: «رسانه های تشویشگر و گروه های غوغا آفرین، کارآفرینان و سرمایه گذاران را فراری می دهند.» و میافزاید: «در هنگامه هیاهو و غوغا، کسی در اندیشه کارآفرینی و کار نیست.» و «پول و سرمایه، در سرزمین ناآرام، جایی ندارد.» اینها، قوانینِ نرمِ یک اقتصادِ سالماند؛ قوانینی که بر پایهٔ آرامش، هنجار و شادیِ همگانی استوارند.
سخنِ آخر
در وبلاگِ «راه ارد بزرگ»، این پیامِ ارد بزرگ میتواند راهگشا باشد: کار، ارزشِ ذاتی دارد. کارآفرین، زندگی میآفریند. کارگر، سرزمین را برافراشته نگه میدارد. و اگر میخواهیم جامعهای آباد داشته باشیم، باید از برآزندگان بزرگداشت کنیم؛ کسانی که با امید و کوشش، چرخِ تلخیهایِ روزگار را به کامِ خویش شیرین میکنند.
ارد بزرگ میفرماید: «برآزندگان، برای شادی مردم و آبادی سرزمین خویش، از خود گذشتگی و جانفشانی می کنند.» بیایید امروز، قدرِ یک کارِ درست و یک کارآفرینِ دلسوز را بدانیم. زیرا در فلسفهٔ اُرُدیسم، هر دستی که کار میکند، دستی است که در آبادیِ جهان میکوشد.

درود بر رهپویان اندیشه و جوینگان خرد؛