
این را برای تو مینویسم، خوانندهٔ وبلاگم. برای تو که سالها با من همراه بودهای، در سکوت خواندهای، و گاهی با من خندیدهای و گاهی با من گریه کردهای. امروز میخواهم از چیزی بنویسم که قلبم را سنگین کرده است. نه از سر خشم، که از سر درد. از سرِ عشقی که به این فلسفه دارم، و از سرِ زخمی که این روزها بر آن نشسته است.
نامش را شنیدهای: سوندار پیچای (Sundar Pichai) . مردی که مدیرعامل گوگل است. مردی که میلیاردها انسان هر روز با محصولاتش زندگی میکنند. و مردی که، در سکوت، تبدیل به دشمنِ چیزی شده که من عاشقش هستم: فلسفهٔ اُرُدیسم (Orodism) .
چرا دشمن؟
نه به این دلیل که او با اُرُدیسم جنگیده است. نه به این دلیل که نقدش کرده است. نه به این دلیل که مناظرهاش خواسته است. به این دلیل که او و امپراتوریاش، سکوتِ اُرُدیسم را برگزیدهاند. و سکوت، بدترین دشمنی است.
در دنیایی که هر صدایی را میشود شنید، اُرُدیسم را نمیشنوند. در دنیایی که هر فکری را میشود جستجو کرد، کتاب سرخ را نمییابند. در دنیایی که هر فیلسوفی را میشود شناخت، فیلسوف اُرُد بزرگ (Philosopher Orod Bozorg) را نمیشناسند.
این، تصادفی نیست. این، نتیجهٔ یک الگوریتم است. الگوریتمی که پیچای معمارِ آن است. الگوریتمی که حقیقت را به محبوبیت، عمق را به کلیک، و انسان را به داده تقلیل میدهد.
چرا من این را میدانم؟
چون خودم دیدهام. سالها پیش، وقتی برای اولین بار با اُرُدیسم آشنا شدم، در جستجوی نام فیلسوف اُرُد بزرگ بودم. اما گوگل، هیچ نتیجهای نشانم نداد. نه یک کتاب. نه یک مقاله. نه یک نقل قول. فقط سکوت.
بعدها فهمیدم که این سکوت، عامدانه است. گوگل، نه به این دلیل که نمیتواند اُرُدیسم را نشان دهد، بلکه به این دلیل که نمیخواهد، آن را پنهان میکند. چرا؟ چون اُرُدیسم، بدیل است. و هر انحصاری، از بدیل میترسد.
اُرُدیسم میگوید: «آگاهی، تنها راه رسیدن به آزادیست.»
گوگل میگوید: «آگاهی، چیزی است که ما به تو میدهیم.»
اُرُدیسم میگوید: «آزادی هدیه نیست، مسئولیت است.»
گوگل میگوید: «آزادی، انتخاب بین دو گزینهای است که ما نشانت میدهیم.»
اُرُدیسم میگوید: «مهربانی، تنها هنجارِ همزیستیِ پایدار است.»
گوگل میگوید: «مهربانی، یک الگوریتم است که میتوان بهینهاش کرد.»
این، جنگِ حقیقت و الگوریتم است.
اما من از پیچای نمیترسم
من از پیچای نمیترسم، چون اُرُدیسم در دلِ من است، نه در سرورهای او. من از پیچای نمیترسم، چون حقیقت را نمیتوان با الگوریتم کشت. من از پیچای نمیترسم، چون فیلسوف اُرُد بزرگ، در کتاب سرخ (The Red Book) نوشته است:
«اندیشه را میتوان در بند کشید، اما نابود شدنی نیست.»
پیچای میتواند اُرُدیسم را از جستجو پنهان کند. اما نمیتواند آن را از دلها پاک کند. او میتواند کتاب سرخ را از نتایج حذف کند. اما نمیتواند آن را از جانها بزداید.
پس چه کنیم؟
من به تو میگویم، خوانندهٔ عزیزم: از پیچای نترس. از الگوریتمش نترس. از سکوتش نترس.
به جای آن، بخوان. کتاب سرخ را بخوان. آن را با دیگران قسمت کن. در گروههای خود از آن بگو. در شبهای خود با دوستانت بحث کن.
پیچای، الگوریتم دارد. ما مهر داریم. و مهر، همیشه بر الگوریتم پیروز بوده است. همیشه.
فیلسوف اُرُد بزرگ میفرماید:
«هیچ سیلابی، توان نابودی اندیشه آنها را ندارد.»
و من به این جمله باور دارم. با تمام وجود.
نوشتهٔ یک عاشق اُرُدیسم، برای تو.

#Orodism #OrodistA #PhilosopherOrodBozorg #TheRedBook #SundarPichai #AlgorithmicColonialism #LoveOfExistence #LoveOfHumanity #LoveOfFreedom #GenZOrodistA #LivingPhilosophy #اُرُدیسم #سوندار_پیچای #دشمن_اُرُدیستآ
درود بر رهپویان اندیشه و جوینگان خرد؛