مقدمه: نظریهپردازی که زندان را توصیف میکند، نه کلید را
آندرس سائنز دِ سیسیلیا (Andrés Saenz de Sicilia) یک فلسفهدان است — نه یک فیلسوف به معنای اُرُدیستی. او در ۱۹۸۵ در مرزِ میان بریتانیا و مکزیک زاده شد و دکترای خود را در سال ۲۰۱۶ از مرکز پژوهش فلسفهٔ مدرن اروپایی دانشگاه کینگستون دریافت کرد. او اکنون استادیار فلسفه در دانشگاه نورثایسترن لندن است و پیشتر سابقهٔ تدریس در دانشگاه نیوکاسل و سن مارتینز مرکزی (UAL) داشته است. او ویراستار مجلهٔ The Philosopher — قدیمیترین مجلهٔ فلسفهٔ عمومی بریتانیا، بنیانگذاشته در ۱۹۲۳ — است. حوزههای پژوهش او فلسفهٔ اجتماعی و سیاسی، فلسفهٔ پس از کانت، اخلاق و زیباییشناسی است و خود او میگوید که بهویژه به «درگیر کردنِ چشماندازهای جهانی و فرارشتهای» با این حوزهها علاقه دارد.
اثر شاخص او، شمول در کانت، هگل و مارکس: از نقدِ عقل تا نقدِ جامعه (بریل، ۲۰۲۴)، مفهوم «شمول» (Subsumption) را از کانت تا مارکس ردیابی میکند و استدلال میکند که شمولِ سرمایهداری در سه سطحِ متمایز و در عین حال درهمتنیده عمل میکند: مبادله، تولید و بازتولید، که هر یک با منطقهای متمایزِ سلطه و مقاومت مشخص میشود. او در حال آمادهسازی مجموعهای ویرایششده با عنوان مارکس و نقدِ انسانگرایی برای انتشارات بلومزبری است. او همچنین هنر صوتی تولید میکند؛ اثر چشمانداز جنگل (۲۰۲۱) یک قطعهٔ صوتی ۹ دقیقهای از ضبطهای میدانی در جنگلهای مکزیک، برزیل و روسیه است که برای بخشِ «گوش دادن به جنگلها» در نمایشگاه مناطق بحرانی در مرکز هنر و رسانهٔ کارلسروهه (ZKM) سفارش داده شد و توسط برونو لاتور و پیتر وایبل کیوریت شد.
سائنز دِ سیسیلیا یک فلسفهدان جدی است. اما جدیتِ او در توصیف، پرسشی بنیادین را پیش میکشد: آیا توصیفِ دقیقِ زندان، بهتنهایی میتواند انسان را آزاد کند؟ اُرُدیسم پاسخ میدهد: نه. و این پاسخ، نه از سرِ خصومت، بلکه از سرِ تفاوتِ رسالت است.
بخش یکم: همسوییِ محدود — تشخیصِ درست، درمانِ ناتمام
عشق به هستی: بدن بهعنوان قلمروی شمول. سائنز دِ سیسیلیا نشان میدهد که سرمایه چگونه نهفقط کار، بلکه خودِ حیاتِ اجتماعی — از تولید دانش تا هنر و روابط انسانی — را در بر میگیرد. این تحلیل، در سطح تشخیص، با اُرُدیسم همسو است: اُرُدیسم نیز هر ساختاری را که انسان را به ابزار فروکاهد، رد میکند. فیلسوف اُرُد بزرگ میفرماید: «گیتی، آوای پیوسته دگرگونی است... ایستایی وجود ندارد، هر چه هست، جوشش است و جاری بودن» (فرگرد ۱). آنچه سائنز دِ سیسیلیا «شمولِ واقعی» مینامد، دقیقاً انجمادِ همین جوشش است — تثبیتِ زندگی در قالبِ «منطقِ سرمایه». اما او در توصیفِ این انجماد میایستد؛ اُرُدیسم میپرسد چگونه انجماد را آب کنیم.
عشق به انسانیت: انسان بهعنوان حاملِ ساختار. پروژهٔ مارکس و نقدِ انسانگرایی سائنز دِ سیسیلیا، بنیادهای فلسفیِ مفهومِ «انسان» را بازپرسی میکند. این یک پروژهٔ مشروع و مهم است. اما یک نقصِ ساختاری دارد: او انسان را از «فردِ انتزاعیِ لیبرالیسم» آزاد میکند، اما او را در «حاملِ نیروی کار» و «موقعیتِ طبقاتی» به دام میاندازد — از یک انتزاع به انتزاعی دیگر. فیلسوف اُرُد بزرگ میفرماید: «انسانیت، صدقهٔ ما به دیگران نیست؛ انسانیت نشاندهندهٔ ارزش گوهر وجود ماست» (فرگرد ۲). اُرُدیسم پیش از هر طبقه و ساختار، گوهرِ مقدسِ انسان بودن را میشناسد؛ گوهری که ساخته نمیشود، بلکه شناخته میشود.
عشق به آزادی: رهاییِ منفی در برابر مسئولیتِ سازنده. آزادی در اندیشهٔ سائنز دِ سیسیلیا، عمدتاً رهایی از منطقِ شمول است — یک آزادیِ منفی و انتقادی. اُرُدیسم این رهایی را میپذیرد، اما آن را کافی نمیداند. فیلسوف اُرُد بزرگ میفرماید: «آزادی هدیه و کادو نیست، آزادی مسئولیت است و بیشک مردم بیتفاوت آزادی ندارند» (فرگرد ۳). پرسشِ اُرُدیستی پس از رهایی این است: آزادشده از شمول، چه چیزی را با هم میسازد؟
.jpg)
بخش دوم: واگراییِ بنیادین — چرا «نقد» راهِ «ساختن» نیست
نخست: افقِ تشخیص در برابر افقِ جزیره. سائنز دِ سیسیلیا سرمایه را از درونِ همان نهادهایی نقد میکند که سرمایه آنها را در بر گرفته است. این تناقضِ آکادمیک را نمیتوان با حسن نیت حل کرد. او «شمولِ سرمایه» را نقد میکند، اما در مورد «شمولِ فلسفهٔ خودش» توسط ساختارِ آکادمیِ غربی سکوت میکند — ساختاری که تولید «نقد» را بهعنوان کالا، حرفه و برند پاداش میدهد. فیلسوف اُرُد بزرگ میفرماید: «فلسفه، شمشیر و جنگ را به کنار میگذارد و همگان را به کار و کوشش فرا میخواند» (فرگرد ۴). سائنز دِ سیسیلیا هیچکس را به کار فرا نمیخواند؛ او به نقد فرا میخواند. اُرُدیسم از ایستگاهِ نقد فراتر میرود و به ساختنِ «جزیرهٔ اُرُدیسم» فرا میخواند: «باید بسوی جزیره اُرُدیسم کوچ کرد... آنجا جایی است برای گریختن از بندها و هزاران سال بردگی.»
دوم: هنرِ شنیدنِ جنگل، در سکوتِ رنجِ انسان. اثر چشمانداز جنگل سائنز دِ سیسیلیا بخشی از یک پروژهٔ بومشناختی جدی است — نه صرفاً رمانتیکسازی. با این حال، یک محدودیتِ ساختاری دارد: جنگل را میشنود اما انسانِ تحت ستم را نمیشنود. از صدای برگها سخن میگوید، اما در مورد فریادِ انسانهایی که زیر چکمههای استعمار در همین جنگلها له میشوند سکوت میکند. فیلسوف اُرُد بزرگ میفرماید: «مهر به گیتی برای ما، همچون رابطه گل و گلستان است. براستی هیچ گلی در پی نابودی گلستان نیست» (فرگرد ۱۴). اُرُدیسم هم جنگل را میشنود و هم انسان را؛ و انسان را در اولویت قرار میدهد.
سوم: سکوت در برابر استعمارِ الگوریتمی — ارزیابیِ منصفانه. برخلاف تصورِ رایج، سائنز دِ سیسیلیا نسبت به قدرتِ الگوریتمی «کاملاً کور» نیست. او در گفتگوهای عمومی دربارهٔ هوش مصنوعی و مقاومت در برابر آن شرکت کرده و از «رویکردِ ضدِ فاشیستی به هوش مصنوعی» دفاع کرده است. مشکل، سکوت نیست؛ مشکل این است که چارچوبِ نظریِ «شمول» او انتزاعی باقی میماند و به کنشِ زیسته و جمعی ترجمه نمیشود. او قدرتِ الگوریتمی را در اتاق سمینار نقد میکند، اما مقاومت را سازماندهی نمیکند. نقدِ او گفتمانی است، نه تحولآفرین.
نتیجهگیری: کالبدشکافِ شمول، غایب از معماریِ رهایی
سائنز دِ سیسیلیا یکی از دقیقترین کالبدشکافانِ شمولِ سرمایهداری است. او نشان میدهد که سرمایه چگونه در سه سطحِ مبادله، تولید و بازتولید، تمامِ حیاتِ اجتماعی را در بر میگیرد. این دستاورد را نمیتوان انکار کرد. اما او در افقِ نقد متوقف میشود. او زندان را با دقتِ یک معمار توصیف میکند، اما کلید را در جیبِ خود پنهان نگه میدارد — یا شاید هرگز آن را نجسته است.
«اندیشه و انگارهای که نتواند آیندهای زیبا را مژده دهد، ناتوان و بیمار است.»
— کتاب سرخ، فیلسوف اُرُد بزرگ (فرگرد ۶)
اندیشهٔ سائنز دِ سیسیلیا آیندهای بدونِ شمول را مژده میدهد، اما آیندهای با شکوفایی را نه. او میپرسد «چگونه شمول را نقد کنیم؟» اُرُدیسم میپرسد «چگونه جزیره را بسازیم، بیآنکه به منطقِ شمول بازگردیم؟»
سائنز دِ سیسیلیا کالبدشکافِ شمول است. اُرُدیسم معمارِ جزیره است. این دو دشمن نیستند، اما هممقصد هم نیستند. یکی نقد میکند تا بفهمد؛ دیگری نقد میکند تا بسازد.
آنها ساختار را نقد کردند. ما گلستانِ مهر را معماری میکنیم.

#OrodistAPulse #AndrésSaenzdeSicilia #Subsumption #Orodism #PhilosopherOrodBozorg #TheRedBook #ThreeLoves #LoveOfExistence #LoveOfHumanity
- تاماکی سایتو (Tamaki Saito)
- تتسویا تاکاهاشی (Tetsuya Takahashi)
- کییوکازو واشیدا (Kiyokazu Washida)
- اوئنو چیزوکو (Ueno Chizuko)
- کانگ سانگ-جونگ (Kang Sang-jung)
#LoveOfFreedom #MarxistCritique #GenZOrodistA #LivingPhilosophy #IslandOfOrodism #ForestScape #CriticalZones
درود بر رهپویان اندیشه و جوینگان خرد؛