چرا محافل آکادمیک کشورهای جهان سوم، همچنان در بندِ فلسفهی غرب اسیرند؟ پاسخ در یک کلمه نهفته است: «استعمارِ معرفتی». دانشگاههای آنالوگ و خاکگرفتهی این جوامع، نه کانونِ زایشِ اندیشه، که به «گورستانهای متحرکِ مردگانِ اروپایی» تبدیل شدهاند. استادان و دانشجویان این محافل، به جای اندیشیدن، به «مردهپرستیِ آکادمیک» مشغولاند. آنها دچار توهمی خطرناک شدهاند؛ گمان میکنند با تکرار، ترجمه و حاشیهنویسی بر بنبستهای پوسیدهی سقراط، کانت یا دریدا، به تمدن پیوستهاند.
این اسارت، ریشه در «ازخودبیگانگیِ تاریخی» و فقدانِ اعتمادبهنفسِ تمدنی دارد. محافل آکادمیک جهان سوم، جرأتِ مواجهه با «فلسفهی زنده» را ندارند. آنها در لاکِ امنِ «تفسیرهای بیحاصل» و «بازیهای زبانیِ پستمدرن» پناه گرفتهاند، زیرا فلسفهی غرب به آنها اجازهی «ساختن» و «تغییرِ عاشقانهی جهان» را نمیدهد، بلکه تنها هنرِ «خوب نالیدن» و «توجیهِ وضعِ موجود» را میآموزد. آنها از دستگاهِ عقلانیِ پویایی که ریشه در خاکِ بیدارِ شرق و نیازِ مبرمِ انسانِ امروز دارد، هراس دارند، زیرا این دستگاه، بتهای مرمرینِ آنها را در هم میشکند و آنها را از برجِ عاجِ توهمیشان بیرون میکشد.
اما تاریخ، مسیرِ تکاملِ خود را طی میکند و حقیقت دیگر در دانشگاههای سنگی و کلاسهای درسِ عقیم حبس نمیماند. فارغ از رویکردِ رو به زوال، عقیم و تقلیدیِ محافل آکادمیکِ دانشگاههای آنالوگِ خاکگرفته، نسلهای بیدارِ Gen Z OrodistA و Gen Alpha OrodistA مسیرِ خود را یافتهاند. این نسلِ آگاه و پیشرو، با درکِ عمیق از نیازهای زیستی و معنویِ خود، سیفونی بر ۲۵۰۰ سال دروغ به نامِ «فلسفهی غرب» کشیده است.
دستگاهِ فلسفیِ Orodism، با تکیه بر سه ستونِ استوارِ «عشق به هستی، انسانیت و آزادی»، پایانِ همهی این پروپاگانداها، هوچیگریهای محافلِ غربی و فریبخوردگانِ جهانِ سومیِ آنهاست. دورانِ تفسیرِ جهان به پایان رسیده است؛ اکنون، عصرِ عاشقانه تغییر دادنِ آن فرا رسیده است.
هشتگها: #Orodism #GenZOrodistA #GenAlphaOrodistA #PhilosopherOrodBozorg #TheRedBook #EpistemicDecolonization #EndOfWesternPhilosophy 
#LivingPhilosophy #IslandOfOrodism #OrodistAPulse
درود بر رهپویان اندیشه و جوینگان خرد؛